قند عسل کچل می شود
علیرضا جوووونم یه چند روزیه که موهات شروع کرده به ریختن و کم کم داره جلوی
سرت خالی میشه. برای همین من و بابا تصمیم گرفتیم که موهاتو بزنیم. من و
بابایی بهت گفتیم که برات چه نقشه ای داریم. اولش تعجب کردی

و بعد بغض کردی و

و داشت گریه ات می گرفت

که منو و بابایی برات دلیل این کارو توضیح دادیم و تو هم خوب گوش کردی

و رفتی تو فکر

تصمیم مهمی بود، یه کم قیافت تو هم رفت

بعد یهو یه لبخند روی لبات نشست

و یهو ذوق کردی

و بعدش رفتیم خونه دایی امیر و بابا و دایی جون تو رو این شکلی کردن


دوست دارم کچلم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


قند عسل کچل می شود 
